عکس ها در حال لود شدن میباشند... شکیبا باشید!
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.

نوشته شده توسط سجاد عشقی در دوشنبه 1390/12/08 ساعت 18:40 موضوع جالب | لینک ثابت

نوشته شده توسط سجاد عشقی در دوشنبه 1390/12/08 ساعت 18:30 موضوع جالب | لینک ثابت
مجله اینترنتی ایران ناب:شایداکثرماتصورکنیم خوردن شکلات برای سلامتی مضراست اماواقعیت اینست که شکلات نه تنهامضرنیست بلکه خواص خارق العاده ای نیزدارد دراینجابه مهمترین خواص شکلات اشاره میکنیم!خواندن این مطلب رابه همه توصیه میکنم!!!

۲-شکلات واقعی ضد افسردگی است
شکلات برای روحیه خیلی خوب است و بگذارید اینطور باشد! چرا؟ اولاً به دلیل
این که یک ماده ی معدنی شناخته شده به نام منیزیوم و آرامش بخش در آن وجود
دارد و برای انتقال تکانه های عصبی در مغز مهم است. همچنین به دلیل آن که
غنی از تئوبرومین است، که یک محرک است، اما تیرامین و فنیلتیلامین، دو ماده
ی نزدیک به آمفتامین ها در مغز که به افزایش اثرات انتقال دهنده های عصبی
اقدام می کنند. داشتن این خصوصیات شکلات را به یک داروی ضد افسردگی طبیعی
بدل کرده است.
۳-شکلات به از بین رفتن چین و چروک کمک می کند
شکلات سیاه جزو ۱۰ تا از بهترین غذاهای جوانی است ! کاکائو در واقع یکی از
غنی ترین منابع غذایی از فلاونوئیدها و بخصوص در کاتشین ها ست، که خواص
آنتی اکسیدانی خوبی برای آن ها شناخته شده است. برای درو کردن این فواید بی
شمار ، بدون احساس گناه خودتان را از گاز زدن به شکلاتی سرشار از کاکائو
محروم نکنید ، زیرا به شما کمک می کند بدنی جوانترو پویا تر در طولانی مدت
داشته باشید، مراقب باشید که اگرشکلات شیری یا شکلات سفید باشد کاکائو حاوی
آن مقدار خیلی کمی فلاونوئیدها دارا است.
۴-شکلات درجلوگیری از بیماری های قلبی کمک می کند
فلاونوئیدها در کاکائو و شکلات سیاه نقش سودمندی در حمایت از بیماری های
قلبی و عروقی دارد. در واقع کلسترول بد خون را پایین می آورن دو از کشش
دیواره های رگ های خون بدن محافظت می کنند . این هم دلیل دیگری برای این که
شکلات بیشتری بخورید !

۶-شکلات چاق نمی کند
سرشار از چربی و کربوهیدرات است ، شکلات به طور متوسط حاوی ۵۰۰ کالری در هر
۱۰۰ گرم می باشد. کالری بسیاری دارد ولی نباید از رژیم غذایی تان حذفش
کنید. شکلات سیاه ویتامین های بسیار قوی دارد. هر روز گاز زدن به شکلات
باعث می شود مواد غذایی بی فایده و پر کالری نخورید و با این کار هم کالری
لازم را بدست آورده اید و هم همراه آن از سایر فواید شکلات بهره برده اید و
در ضمن، دیگر سراغ سایر خوردنی های چاق کننده نمی روید.
نوشته شده توسط سجاد عشقی در دوشنبه 1390/12/08 ساعت 18:28 موضوع جالب | لینک ثابت

بر طبق فرهنگ لغت عسل مادهای شیرین و زرد رنگ است که زنبورهای مختلف از شهد گلها تهیه میکنند اما جدا از اینکه عسل به عنوان یک ماده غذایی به شمار میآید، آیا میدانستید که عسل یکی از قدیمیترین و موثرترین مواد برای کمک به زیبایی است؟
عسل شامل موم و شکر و مواد معدنی است و یک مرطوب کننده طبیعی به شمار میآید و همانند یک ماده ضد سوزش برای پوستهای حساس عمل میکند.
عسل میتواند در خیلی از محصولات زیبایی یافت شود، شما میتوانید این محصولات را در مغازههای محلی یا مغازههایی که دارای محصولات زیبایی مطلوب هستند بیابید. جالب اینکه خیلی از این محصولات میتوانند بسیار گران قیمت باشند اما تعدادی از این محصولات هم میتوانند در منزل ساخته شوند.
اگر میخواهید به راز و رمز زیباسازی عسل پی ببرید مواردی که درباره عسل میگوییم را امتحان کنید. اما قبل از استفاده عسل روی پوستتان مطمئن شوید که به آن حساسیت ندارید.
۱- ماسک عسل:
عسل خالص را روی صورتتان بمالید و اجازه دهید که مدتی روی پوستتان باشد تا زمانیکه خشک شود. تقریبا پانزده دقیقه برای خشک شدن عسل برروی پوستتان کافی است. وقتی که خشک شد صورتتان را با آب گرم بشویید.
۲- پوستی روشن با حمام عسل:
برای رطوبت، نرمی و داشتن پوستی روشن، در حمام بعدیتان از یک شیشه عسل استفاده کنید. عسل را به پوستتان بمالید و برای مطمئن شدن از خشک شدن عسل برروی پوست از دستتان کمک بگیرید، در این حالت با اینکه عسل پوست شما را چسبناک کرده است اما به نرمی و راحتی دست شما روی پوستتان حرکت میکند. سپس بدنتان را با آب بشویید. نتیجه این کار گردش خون عالی، زیبایی و روشنی پوست خواهد بود.
۳- وان عسل:
برای خوش بویی و نرمی پوستتان، یک چهارم تا یک دوم فنجان عسل به آب وان اضافه کنید.
۴- ماساژعسل:
یک قاشق چای خوری عسل به همراه کمی پودر بادام را در کف دستان مخلوط کنید و به آرامی روی صورتتان بمالید. سپس این معجون عسل و بادام را با آب گرم بشویید.
۵- تمیزکننده روزانه صورت:
مخلوطی از یک قاشق چای خوری عسل با پودر شیر تهیه کنید، از این محلول به عنوان تمیزکننده مواد آرایش و زدودن کثیفی پوست صورت میتوانید استفاده کنید و بعد با آب گرم صورتتان را بشویید.
۶- موهای درخشان:
برای براق کردن موهایتان میتوانید مخلوطی از یک قاشق چای خوری عسل به همراه آبلیموی تازه فشرده شده و یک لیتر آب گرم تهیه کنید. طبق معمول با شامپوی همیشگی موهایتان را بشوید و بعد از مخلوط عسل برروی موهایتان بریزید. اجازه دهید موهایتان به صورت نرمال خشک شود، نیازی به شستن مخلوط عسل از روی موهایتان نیست.
۷- نرمکننده مو:
برای داشتن موها و پوست سری سالم میتوانید از مخلوط یک دوم فنجان عسل و دو قاشق سوپخوری روغن زیتون استفاده کنید. موهایتان را با مخلوط عسل آغشته کنید، سپس پوششی روی سرتان بگذارید و اجازه دهید برای سی دقیقه روی سرتان بماند. بعد از سی دقیقه شامپو بزنید و طبق معمول موهایتان را بشویید.
۸- جوهرپوست:
برای سفتی، نرمی و مرطوب بودن پوستتان میتوانید مخلوطی از هسته پوست گرفته شده یک سیب و یک قاشق سوپخوری عسل که در ماشین مخلوط کن تهیه کردهاید استفاده کنید.
آنقدر مخلوط عسل را هم بزنید تا نرم شود و به آرامی روی پوست صورت بمالید و اجازه دهید برای پانزده دقیقه باقی بماند. بعد پانزده دقیقه مخلوط عسل روی صورتتان را با آب گرم بشویید.
با نکات زیبایی گفته شده در بالا میتوانید محصولات زیبایی سودمندی را در منزل تهیه کنید. عسل یک محصول فوقالعاده در زیبایی است چراکه شامل آنزیمها، ویتامینها، و موادمعدنی زیادی است. برای تهیه محصولات زیبایی ابتدا مطمئن شوید عسل خریداری شدهتان صددرصد خالص باشد.
نوشته شده توسط سجاد عشقی در دوشنبه 1390/12/08 ساعت 18:28 موضوع جالب | لینک ثابت
در ادامه مطلب
نوشته شده توسط سجاد عشقی در یکشنبه 1390/10/18 ساعت 18:39 موضوع جالب | لینک ثابت

نوشته شده توسط سجاد عشقی در یکشنبه 1390/10/18 ساعت 18:33 موضوع جالب | لینک ثابت
برای داشتن یک ازدواج خوب همیشه لازم نیست کاری انجام داد بلکه گاهی لازم است در مورد کارهایی فکر کنید که نباید انجام دهید. اگر زنان بتوانند از انجام دادن این اشتباهات دوری کنند، میتوانند بدون جریحهدارشدن غرور و شخصیتشان ارتباط زناشویی خوبی داشته باشند.

بزرگترین اشتباه زنان
هرچقدر انسان مستقل و با اعتماد به نفسی هم باشید، هرگز خودتان را از حمایت
همسرتان بینیاز ندانید. یاد بگیرید که به همسرتان تکیه کنید یا حداقل در
اغلب اوقات به نصیحتهای او عمل کنید. هر مردی دوست دارد که حس برتر بودن و
خواستنی بودن را از سمت همسرش تجربه کند. وقتی زن برای کمک خواستن به مرد
تکیه میکند، مرد با آغوش باز از او استقبال میکند. این اتفاق نه تنها
ازدواج شما را نجات خواهد داد بلکه باعث نزدیکی بیشتر به همسرتان میشود.
هرگز هوش و حس قضاوت همسرتان را زیر سوال نبرید. اگر با نظر او مخالف هستید
قبل از هر چیز او را به دلیل داشتن قدرت حل مسائل تشویق کنید و سپس به
آرامی از او بخواهید درنظرش تغییراتی بهوجود آورد.
عملی احمقانه اما موثر!
حتی اگر همسرتان کاری انجام داد که شما را تحریک کرده است، از زبان توهین
آمیز استفاده نکنید. شاید با فحاشی، کمی از فشار درونتان را خالی کنید اما
با این کار زندگی زناشوییتان را از بین خواهید برد. بیاحترامی به شخصیت
همسرتان بدترین چیزی است که شما بهعنوان یک زن میتوانید انجام دهید. هرگز
فراموش نکنید از همسرتان به خاطر ابتکارش در بهوجود آوردن صلح و آشتی
میان خودتان تشکر کنید. وقتی ویژگی خوبی را در همسرتان دیدید سریع آن را
بیان کنید و از او تشکر کنید. این کار ممکن است کمی احمقانه بهنظر برسد
اما با این عمل میتوانید زندگیتان را نجات دهید.
دور از اجتماع خشمگین
اگر بتوانید همسرتان را در حضور دیگران نقد نکنید، میتوانید زندگی
زناشوییتان را با موفقیت نجات دهید. اگر میخواهید عادت همسرتان را تغییر
دهید یا متوقفش کنید، هرگز از کلمات زننده استفاده نکنید اما بهعنوان یک
زن اگر بهدنبال شادی، سلامت و امنیت همسرتان هستید، در چنین موضوعاتی با
احتیاط عمل کنید.
در ادامه مطلب ببینید
نوشته شده توسط سجاد عشقی در یکشنبه 1390/10/18 ساعت 18:31 موضوع جالب | لینک ثابت
این روز، پرآوازه ترین روزهای سال و خاطره آمیزترین تاریخ بشری است. در این روز بزرگ، پای مردی، فداکاری و سربلندی گروه اندکی از انسان های به خدا پیوسته در برابر ده ها هزار مردان جنگی و جنایت پیشه به نمایش درامد. این روز، روز فداکاری امام حسین(ع) و یاران باوفای وی می باشد و تا ابد به آنان تعلق خواهد داشت. در این روز، حوادث و رویدادهای مهمی در سرزمین کربلا به وقوع پیوست که برای همیشه در تاریخ انسان ها ثبت و درج خواهد ماند.
در این جا به طور گذرا به اهم رویدادهای روز عاشورا می پردازیم.
1- تنظیم سپاه
امام حسین(ع) پس از نماز صبح، سپاه خویش را که متشکل از 32 تن سواره و 40 تن پیاده بودند، به سه دسته تقسیم کرد. دسته اول را در بخش میمنه، دسته دوم را در بخش میسره و دسته ای را میان آن دو قرار داد. فرماندهی بخش میمنه را به «زهیر بن قین» و فرمانهی بخش میسره را به «حبیب بن مطاره» واگذار کرد و خود در وسط دو سپاه مستقر شد و بیرق سپاه را به برادرش عباس بن علی(ع) معروف به قمر بنی هاشم سپرد و خیمه ها را در پشت سر قرار داد. عمر بن سعد نیز سپاهیان جنایت پیشه خود را به چند گروه تقسیم کرد. وی فرماندهی بخش میمنه را به عمرو بن حجاج، فرماندهی بخش میسره را به شمر بن ذی الجوشن، فرماندهی سواره نظام را به عروه بن قیس و فرماندهی پیاده نظام را به شبث بن ربعی واگذار کرد. وی، بیرق ننگین سپاه خود را به غلامش «درید» سپرد. دو سپاه در برابر یک دیگر صف آرایی کرده و برای آغاز نبرد سرنوشت ساز، لحظه شماری می کردند.
2- اندرزهای پیش از نبرد
امام حسین(ع) برای پیشگیری از نبرد و خون ریزی نیروهای دو طرف، تلاش زیادی به عمل آورد و از هر راه ممکن می خواست از کشتار مسلمانان جلوگیری نماید و خون کسی بر زمین نریزد. ولی دشمن که مغرور از کثرت سپاه خود و قلت یاران امام(ع) بود، به هیچ صراطی مستقیم نبود و به هیچ پیشنهادی پاسخ مثبت و کار ساز نمی داد و خواهان تعیین تکلیف از راه نبرد و خون ریزی بود. امام حسین(ع) در روز عاشورا، برخی از یاران خود را به نزد سپاه دشمن فرستاد تا با آنان گفت و گو کرده و با بیان حقایق و واقعیت ها، آنان را از شرارت و جنایت منصرف کنند. آن حضرت، خود نیز بارها برای اندرز سپاه کفر پیشه دشمن، پا پیش نهاد و با بیان خطبه هایی روشن گر، آنان را به حفظ آرامش و عدم خون ریزی دعون کرد و از جنگ و مبارزه بازداشت.
ولی جز تعدادی اندک که از خواب غفلت بیدار شده و حقیقت را دریافتند و به سپاه آن حضرت پیوستند، بقیه آنان در ضلالت و گمراهی خویش باقی مانده و بر آغاز جنگ اصرار می کردند.
3- پشیمانی حربن یزید
حر بن یزید تمیمی که از فرماندهان جنگاور و دلیر عمر بن سعد بود و همو بود که در طهله نخست، راه را بر امام حسین(ع) بست و او را به اجبار واکراه به کربلا رهسپار گردانید؛ وقتی بزرگواری امام حسین(ع) و حقیقت خواهی وی را ملاحظه کرد و از سوی دیگر شاهد نیت های پلید عمر بن سعد و لشکریان عبیدالله بن زیاد و جنایت ها و ستم کاری های آنان بود، از خواب غفلت و دنیا طلبی بیدار شد و در خود اساس نگرانی و ندامت نمود و در وی دگرگونی شگفتی به وجود آمد. به طوری که یکباره سپاه کفر پیشه عمر بن سعد را ترک و به سوی خیمه گاه امام حسین(ع) رهسپار شد. حر به نزد امام حسین(ع) رفت و از آن حضرت درخواست عفو و بخشش نمود و از کردار و رفتارهای پیشین خود اظهار پشیمانی کرد. امام حسین(ع) با مهربانی تمام حر بن یزید را پذیرفت و از وی استقبال کرد و با رفتار خود موجب تقویت ایمان حر گردید.
حر برای روشن گری سپاه به سوی آنان برگشت و با معرفی خود و چگونگی هدایت یافتنش، آنان را به راه خیر و سعادت و پیوستن به سپاه حقیقت جوی امام حسین(ع) دعوت کرد.
دشمنان که از ملحق شدن حر به امام حسین(ع) بسیار نگران و ملتهب شده بودند، وی را سنگباران و تیرباران کرده و از نزدیک شدنش به نیروهای خوند، بازداشتند. حر به ناچار به سوی خیمه گاه امام حسین(ع) برگشت. پیوستن حر به سپاه امام حسین(ع) و سخنرانی وی برای سپاه عمر بن سعد در دفاع از امام حسین(ع)، برای عمر بن سعد و دیگر جنگ افروزان دشمن بسیار گران و نگران کننده بود و تأثیر زیادی در نیروهای دشمن به وجود آورد.
4- هجوم سراسری
سپاه دشمن که از پیوستن حر و چند نفر دیگر به سپاه امام حسین(ع) احساس خطر و ریزش نیرو کرده و ادامه این وضعیت را به زیان خود می دید، فرمان حمله را صادر کرد. عمر بن سعد با رها کردن تیری به سوی سپاهیان امام حسین(ع)، جنگ را به طور رسمی آغاز و سپاهیان نگون بخت خود را به نبرد و تهاجم ترغیب و تشویق کرد.
در اندک مدتی دو سپاه به یکدیگر نزدیک شده و با ابزارهای جنگی آن روز به نبرد پرداختند. در این نبرد، شگفتی تاریخ به وقوع پیوشت و معادلات نظامی درهم ریخت، و آن، دفاع یک سپاه کمتر از صد نفر که برخی از آنان را نوجوانان و یا کهن سالان و ساخوردگان تشکیل می دادند، در برابر یک سپاه چند ده هزار نفری بود. این سپاه اندک، با دلاوری و دلیری تمام از حیثیت و موجودیت خویش و اعتقادات و اصول مذهبی و سیاسی خود دفاع و پاسداری نموده و مغلوب دشمن نشدند.
هر یک از یاران امام حسین(ع) با ده ها تن از نیروهای دشمن به نبرد نابرابر و تن به تن پرداخت ولی هیچ گونه سستی و تردیدی در وی ملاحظه نمی شد و این روحیه بالای رزمی و اعتقادی برای دشمن، سنگین و کمرشکن بود. یاران امام حسین(ع) با سرافرازی، به شرف شهادت نایل شده و یا با ادامه دلاوری، دشمن را مستأصل و زمین گیر نمودند.
تصور دشمن در آغاز بر این بود که سپاه کم عده امام حسین(ع) در لحظات نخستین هجوم سراسری، نابود شده و از هستی ساقط می شوند و غائله کربلا به راحتی پایان می پذیرد، ولی پس از درگیر شدن با آنان، تازه فهمیدند که با کوهی استوار از ایمان و عقیده روبرو شدند و از میان بردن آنان، کار آسانی نیست.
یاران امام حسین(ع) از بامداد تا عصر عاشورا نبرد را ادامه داده و تا آخرین قطره های خون خود از قیام امام حسین(ع) پاسداری کردند. محدث قمی از محمد بن ابی طالب موسوی روایت کرده است که در این نبرد، پنجاه تن از یاران امام حسین(ع) به شهادت رسیدند.
5- نبرد انفرادی
دشمن که از نبرد سراسری و تهاجمی، نتیجه ای نگرفته بود، به تدریج به سوی نبرد انفرادی روی آورد. زیرا اگر چه سپاه عمر بن سعد جملگی برای نبرد با امام حسین(ع) آمده بودند، ولی در میان آنان مردان زیادی بودن که جنگ با فرزند زاده رسول خدا(ص) را روا نداشته وبه اکراه و اجبار در سپاه عمر بن سعد قرار گرفته بودند. بدین جهت در کار نبرد عمومی و هجوم سراسری تعلل می ورزیدند و عمر بن سعد را در رسیدن به مقاصد پلیدش ناکام گذاشته بودند.
گفتنی است که روی کرد به نبرد انفرادی، برای سپاه کم تعداد امام حسین(ع) نیز خوش آیند و پسندیده تر بود. زیرا در این صورت هر یک از یاران امام(ع) می توانست با چندین نفر از سپاه بی انگیزه دشمن نبرد کند و دشمن را در موضع انفعالی قرار دهد. همین أمر باعث طولانی تر شدن مبارزات گردید.
یاران امام حسین(ع) یکی پس از دیگری با انیزه ایمان و اعتقاد، از آن حضرت اجازه رزم گرفته و وارد صحنه نبرد می شدند و سرانجام شرافتمندانه جام شهادت را سر می کشیدند. تعدادی از یاران امام(ع) تا پیش از ظهر عاشورا به همین نحو به شهادت رسیدند.
6- نماز ظهر عاشورا
به هنگام ظهر، یکی از یاران امام(ع) به نام ابوثمامه صیداوی، آن حضرت را متوجه وقت نماز ظهر کرد. امام حسین(ع) که به نماز اهمیت ویژه ای می داد، دستور داد که جنگ را متوقف کرده و همگی به نماز پردازند.
پیشنهاد امام حسین(ع) مورد موافقت دشمن قرار نگرفت و آنان هم چنان بر نبرد خود ادامه می دادند. امام حسین(ع) به ناچار، یکطرفه جنگ را متوقف کرد و با یاران اندک خود نماز ظهر را به صورت نماز خوف (نماز ویژه زمان جنگ) به جای آورد. یاران آن حضرت دو دسته شده، دسته ای به نماز امام(ع) اقتدا کرده و دسته ای دیگر دفاع می نمودند. اما دشمنان هیچ گونه ترحمی به امام(ع) و نمازگزاران نکرده و با رها کردن تیر، آنان را هدف قرار می دادند.
برخی از مدافعان امام حسین(ع)، دشمن را از اطراف نمازگزاران پراکنده کرده و برخی دیگر خود ر سپر تیرها قرار داده و مانع رسیدن آنها به وجود مبارک امام حسین(ع) می شدند. سعید بن عبدالله حنفی، از جمله آنان بود که خود را سپر امام (ع) قرار داد. وی هر تیری که به جانب امام حسین(ع) می آمد، خود را سپر آن می کرد و آن قدر در این راه ایستادگی کرد تا نماز امام(ع) پیایان رسید. در آن هنگام به زمین افتاد و به شرف شهادت نایل آمد. علاوه بر زخم شمشیر و نیزه، از بدن این شهید دلاور، تعداد سیزده چوبه تیر یافتند.
7- شهادت سایر یارن
پس از نماز، یاران امام حسین(ع) روحیه رزمی تازه ای یافته و به سوی دشمن هجوم آوردند. تمام یاران امام(ع)، از جمله جوانان برومند بنی هاشم و فرزندان، برادران، برادرزادگان، خواهرزادگان و عموزادگان آن حضرت به جهاد و دفاع پرداخته و به شهادت رسیدند.
نبرد دلاور مردانی چون زهیر بن قین، نافع بن هلال، مسلم بن عوسجه، حبیب بن مظاهر، حر بن یزید و بریر بن خضیر از میان یاران امام حسین(ع) و شیر مردانی چون علی اکبر(ع)، عباس بن علی(ع)، قاسم بن حسن(ع) و عبدالله بن مسلم(ع) از جوانان بنی هاشم به یاد ماندنی و فراموش نشدنی است.
نبرد هر یک از آنان، لرزه ای در ارکان سپاه کفر به وجود آورد و شهادت آنان تأثیر شکننده ای در وجود مبارک امام حسین(ع) پدید آورد. به طوری ک آن حضرت هنگامی که تنها شد و یک تنه با دشمن نبرد می کرد، به یاد یاران شهید خود می افتاد و گاهی به سوی آنان نظری می فکند و آنان را به یاری می طلبید و می فرمود: ای عباس، ای علی اکبر، ای قاسم، ای زهیر، ای حر کجایید؟
8- مبارزه و شهادت امام حسین(ع)
امام حسین(ع) پس از آن که همه یاران خود را از دست داد، بانوان عصمت پناه را در خیمه ای گرد آورد و آنان را تسلی و دلداری داد و به صبر و شکیبایی سفارش نمود و با قلبی شکسته از آنان خدا حافظی کرد. آن حضرت، فرزندش امام زین العابدین(ع) را که در بیماری سختی به سر می برد، جانشین خویش قرار داد و با او نیز وداع کرد و آماده نبرد با دشمن گردید. امام حسین(ع) به تنهایی، ساعاتی چند با دشمن مبارزه کرد و به هر طرف حمله می کرد گروهی را به هلاکت می رسانید.
هر گاه برای آن حضرت فرصتی به دست می آمد، به خیمه ها بر می گشت و با حضور خود، کودکان و زنان بی پناه را تسلی می داد و بار دیگر با آنان خداحافظی می کرد. شاید مقصود آن حضرت از تردد میان خیمه و میدان نبرد، برای آمادگی بیشتر بازماندگانش برای پذیرش شهادت آن حضرت بود. در یکی از خداحافظی ها، فرزند شیرخوار خود را جهت سیراب کردنش به سوی دشمن آورد و از آن ها تقاضای آب برای فرزند شیر خوار خود کرد، ولی سپاه سنگ دل عمر بن سعد به فرند شش ماهه او رحم نکرد و با هدف تیر قرار دادنش، وی را در آغوش پدر غرقه به خون کرد.
امام حسین(ع) بدن غرقه به خون علی اصغر(ع) را به خیمه برگرداند و بار دیگر به مبارزه پرداخت. آن حضرت، زخم های فراوانی را در میدان مبارزه متحمل شد، تا آن که بر اثر کثرت جراحت به زمین افتاد . در آن حال نیز دشمنان رهایش نکرده و با ابزارهای گوناگون، از جمله تیر، نیزه، شمشیر و سنگ بر بدنش ضرباتی وارد آوردند.
سرانجام، آن حضرت، تاب و توان از کف داد و بر خاک گرم کربلا بر زمین افتاد و آماده مهمانی خدا گردید.
شمربن ذی الجوشن، با قساوت تمام به سوی بدن خونین آن حضرت رفت، در حالی که رمقی در بدن شریفش بود، سر مبارکش را از قفا جدا کرد و سر بریده را به خولی اصبحی تحویل داد تا به نزد عمر بن سعد منتقل کند.
نوشته شده توسط سجاد عشقی در دوشنبه 1390/09/28 ساعت 14:40 موضوع | لینک ثابت
واقعه کربلا یکی از نامهایی است که اشاره به نبردی دارد که در روز دهم محرم سال ۶۱ هجری قمری بین سپاه حسین ابن علی و سپاه یزید ابن معاویه اتفاق افتاد.
عمر بن حسن
اگر افراد بنی هاشم را به این عدد بیافزاییم، شمار کشتهشدگان کربلا به ۱۳۶ نفر خواهد رسید. و با ذکر نام قیس بن مسهر صیداوی، عبدالله بن بقطر و هانی پسر عروه که قبل از واقعه کربلا و در کوفه کشته شدند، شمار آنان از آغاز ماجرا تا پایان ۱۳۹ نفر خواهد بود.
این فهرست شامل ۱۴۰ نفر میباشد که بیشترین تعداد برآورد شدهاست و منابع دیگر تعداد کمتری در حدود ۱۰۸ نفر یا بیشتر را نقل کردهاند.
نوشته شده توسط سجاد عشقی در دوشنبه 1390/09/28 ساعت 14:38 موضوع سیره ی امامت | لینک ثابت
ا گه آسمون زمین شه
اگه دریا یه کویر شه 
اگه دنیا زیرو رو شه 
اگه چشمات بی غرور شه 
اگه خورشید بی غروب شه 
بازم عاشقت میمونم 
عشقو تو نگات میخونم 
اگه کوه بیاد رو دوشم 
اگه جام زهر بنوشم 
اگه ماه دیگه نباشه 
روزا آسمون سیاه شه 
اگه جنگل بشه صحرا 
اگه امروز نشه فردا 
بازم عاشقت میمونم 
عشقو تو نگات میخونم 
اگه خوابتو نبینم 
دیگه گل برات نچینم 
اگه حتی یه جوونه 
توی گلدونا نمونه 
بازم عاشقت میمونم 
عشقو تو نگات میخونم 
اگه باز مثه همیشه 
بگی( من با تو ؟؟!!! )نمیشه 
بگی که منو نمیخوای 
دیگه پیش من نمیای 
بازم عاشقت میمونم 
عشقو تو نگات میخونم 
اگه باشم و نباشم 
هر جای دنیا که باشم 
حتی از چشمات جداشم 
بازم عاشقت میمونم 
عشقو تو نگات میخونم 
اگه شعرامو نخونی 
اگه باز پیشم نمونی 
راز عشقم رو ندونی 
بازم عاشقت میمونم 
عشق و تو نگات میخونم 

نوشته شده توسط سجاد عشقی در چهارشنبه 1390/06/16 ساعت 22:27 موضوع شعر | لینک ثابت
درباره وبلاگ
گفتم: تو شيرين مني
گفتا: تو فرهادي مگر؟
گفتم: خرابت مي شوم.
گفتا: تو آبادي مگر؟
گفتم: ندادي دل به من.
گفتا:تو جان دادي مگر؟
گفتم: ز كويت مي روم.
گفتا: تو آزادي مگر؟
گفتم: فراموشم نكن
گفتا: تو در يادي مگر؟
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY